تو با حال پروانه من چه کردی؟ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:35
تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی؟ ببین عشقِ دیوانهی من چه کردی در ابریشمِ عادت، آسوده بودم تو با حالِ پروانهی من چه کردی ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم خُمار است میخانهی من، چه کردی؟ مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟ تو با حسرتِ شانهی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده! با خانهی من چه کردی؟ جهان...
آه ای یقینِ گمشده... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:35
من فکر میکنم هرگز نبوده قلبِ من اینگونه گرم و سُرخ: احساس میکنم در بدترین دقایقِ این شامِ مرگزای چندین هزار چشمهی خورشید در دلممیجوشد از یقین؛ احساس میکنم در هر کنار و گوشهی این شورهزارِ یأس چندین هزار جنگلِ شاداب ناگهان میروید از زمین. آه ای یقینِ گمشده، ای ماهیِ گریز در برکههای آینه لغزیده توبهتو!...
ارزش وصل نداند مگر آزرده هجر .... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:35
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود وان چنان پای گرفتست که مشکل برود دلی از سنگ بباید به سر راه وداع تا تحمل کند آن روز که محمل برود چشم حسرت به سر اشک فرو میگیرم که اگر راه دهم قافله بر گل برود ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب ...
گرگ و آهو - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:34
گرگ هر شب به شکار می رفت و بی آنکه چیزی شکار کند ، باز می گشت ... شبی گرگ را ناراحت دیدم ... با لاشه ی یک آهو در دهان به گله آمد ! گرگ های گله شاد از این شکار او . پرسیدند : چرا ناراحتی گرگ ؟!!! گفت : شبی در سیاهی بیابان چشمانش را دیدم ؛ دلم را ربود ! هرشب به خواست پایم که نه ، به تمنای دلم می رفتم ...
آرامش سهم توست … - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:34
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن، خاطراتت را، نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت… در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد، زمین میخوری… زخم بر میداری… و درد میکشی… نه از بی مهری کسی دلگیر شو … نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم… به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟ شاید … روزی ...

برچسب‌های مرتبط

خدایا شکرت به خاطر همه چیز | خدایا شکرت به خاطر همه چی | خدایا شکرت بخاطر همه چیز | خدایا شکرت بخاطر همه چی | عشق بی دروغ | بازی زندگی | بازی زندگی مجازی | بازی زندگی دوم | بازی زندگی باربی | بازی زندگی جدید سارا